داره اذان میده. دیروز صبح همین موقع یکی از اقواممون از دنیا رفت. دیروز غروب که برگشتم فهمیدم. دیده بودمش، همین چندوقت پیش تو گیرودار فوت پدر چندباری با پسر بزرگش اومده بود خونمون. زن نازنینی بود. هنوز عمق غمی سنگین رو گوشه چشمهای خسته ش به خاطر دارم. زن نازنینی بود، خدا رحمتش کنه.
برچسب:
نویسنده: نرگس مرادی